غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
82
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
خواجه شمس الدين محمد صاحب ديوان خبر جوشانيدن خواجه معز الدين و عزل خواجه مظفر شنيد از سياست سلطانى ترسيده از هوش رفت و مولانا حسن شاه شاعر در آن باب اين بيت گفت بيت چون مظفر را گرفتند و معز الدين بسوخت * خواجه شمس الدين محمد در ميان غش مىكند ، گفتار در بيان نهضت سلطان سعيد كرت ديگر بولايت تركستان و ذكر بعضى از حوادث زمان و وقايع دوران چون ميرزا سلطان ابو سعيد از يورش مازندران بازگشته روزىچند در بلده فاخرهء هراة بسعادت و اقبال بگذرانيد متعاقب و متواتر ايلچيان از ماوراء النهر بدرگاه عالمپناه آمده عرض كردند كه ميرزا محمد جوكى بدستور پيشتر در ميدان مخالفت جولان مينمايد بنابرآن رأى جهانگشاى استيصال نهالاقبال شاهزاده را مطمح نظر همت گردانيده در 27 جمادى الاولى از دار السلطنهء هراة بصوب ماوراء النهر نهضت نمود و چون قبة الاسلام بلخ از فر نزول موكب عالى آرايش يافت روزىچند اتفاق توقف افتاد در رايات ظفر سلب در نهم رجب از جيحون عبور كرده سايهء وصول بر سمرقند انداخته و از آنجا بشاهرخيه رفته برجوبارهء آنقلعه در نظر انور بغايت مستحكم نمود بنابرآن جمعى از امرا و لشگريانرا بساختن مقابل كوب مامور ساخته بسمرقند معاودت فرمود و در آن اوقات كه آن پادشاه خجستهصفات در ماوراء النهر تشريف داشت در بلدان خراسان خصوصا دار السلطنه هراة و بلوكات علت طاعون شايع گشت و بلاء و با طوايف انام را در اضطراب انداخته خلقى كثير مطمورهء خاك را مسكن ساخت و در اوائل سنهء سبع و ستين و ثمانمائه سلطان سعيد نوبت ديگر از سمرقند به ظاهر حصار شهرخيه خراميد و عساكر نصرت شعار آغاز محاصره و محاربه كرده قرب يكسال فتح ميسر نشد و بعد از آن كار اهالى حصار باضطرار انجاميده ذخيرهء ايشان باتمام رسيد و ميرزا محمد جوكى قاصدان نزد خواجه ناصر الدين عبيد اللّه قدس سره فرستاد كه قدم در ميان مصالحه نهاده جريمه او را از سلطان سعادت انتما درخواست نمايند و خواجه ملتمس شاهزاده را مبذول داشته باردوى سلطان سعيد تشريف برد و جهة متوطنان انقلعه امان طلبيد و ميرزا سلطان ابو سعيد شفاعت آن جناب را بسمع قبول جاى داده حضرت خواجه بشاهرخيه رفت و در روز جمعه نهم محرم سنهء ثمان و ستين و ثمانمائه ميرزا محمد جوكى را به نظر سلطان سعيد رسانيد و آنحضرت درباره شاهزاده اظهار لطف و مرحمت فرموده بجانب سمرقند بازگشت و از آنجا متوجه مستقر سرير دولت و اقبال شده در بيست و دوم ربيع الثانى در عين كامرانى در باغ سفيد نزول اجلال فرمود آنگاه ميرزا محمد جوكى را در قلعهء اختيار الدين محبوس كرد و شاهزاده در آنحصار روزگار ميگذرانيد تا وقتى كه روى بملك